زندگی همینه...همیشه به فکر فردا هستیم در حالیکه امروز رو فراموش کردیم....همش برای فردا رویا میسازیم و دنبال یه معجزه که ممکنه هیچ وقت برامون اتفاق نیافته....چند وقتیه که من همه معجزاتی رو که ممکن بود برام اتفاق بیفته رو فراموش کردم......

 

پاورقی :

نمی دونم چند قدم تا آخرش مونده ؟ چند قدم تا آخر رویاها ... فکر میکنم برای رسیدن به رویا باید تا ته واقعیت برم....


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/۳٠ توسط مصطفی اقدام طلب

روز تولد هم گذشت. برای اولین بار از اینکه به سنم اضافه شده اصلاَ احساس خوبی نداشتم. راستش فکر میکنم هر سنی واسه صاحبش یه مسئولیتی بوجود میاره که همین توقع دیگران رو از شما بالا می بره. وضعیت زمانی بدتر میشه که توانایی انجام این مسئولیتها رو نداشته باشین ........

 

پاورقی :

وقتی دیدمش تازه فهمیدم که دلم چقدر براش تنگ شده بود. راستش خیلی دلم میخواد یه مدت تو لاک خودم باشم و ازش در نیام....


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩٠/٩/٢٥ توسط مصطفی اقدام طلب
یه لحظه هایی توی زندگی هست که می فهمی اگه بخوای بری، کسی نگهت نمیداره.
حتی سعی هم نمی کنه....

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳٩٠/٩/۱٢ توسط مصطفی اقدام طلب